تبليغاتX
جکهای خنده دار
Main My profile designer
<-BlogDescription--> RSS
در باره ي ما

سلام
در این وب جکهای خنده دار /کاریکاتور و ........... وجود دارد
امید وارم که از این وب سایت خوشتان بیاید
با تشکر
سامان سامیح
پيوند روزانه



مطالب خنده دار
دانلود آهنگ های رپ
رپ پ پ پ
رپ ایرانیان
بیوگرافی رپ
4شنبه سوری
دوست یابی
زيبا ترين قالب هاي وبلاگ
بزرگترين لينک باکس ايرانيان
هاست و دامين
:: تمام پيوندها ::
جستجو در سايت
"لطفا از کلمات کليدي براي جستجو استفاده کنيد !!!


لوگوي دوستان
______________________________________________________________________________ ______________________________________________________________________________ <--- small business home business--->
طراح قالب

www.TakTemp.com
       اینم ۱۰۰ جک خفن ادامه ۶۰۰ جک پیش

 

                   برای دختر پسرای باحال

 

601- سه نفر مي‌خواستن حكم بازي كنن، يك پا كم داشتن. يكيشون ميگه: اصغرجون قربون دستت،‌ببين كسي رو سر كوچه گير مياري؟ اصغر از پنجره يك نگاه ميندازه تو كوچه،‌مي‌بينه يك بابايي واستاده سر چهار راه، دستش رو هم كرده تو جيب شلوارش، داره واسه خودش سوت مي‌زنه. اصغر از همون بالا داد مي‌زنه: آقا! بازي ميكني؟!! يارو هول ميشه،‌ميگه:‌نه به خدا،‌دارم تنمو مي‌خارونم!

602- زن تركه حامله ميشه، ميرن دكتر. دكتر معاينه مي‌كنه به تركه ميگه: خانم شما حامله نيستن،‌اين فقط باد شكمه. تركه هم دست خانوم رو مي‌گيره و برمي‌گردن خونه. بعد از يك ماه شيكم زنه كلي مياد بالاتر، دوباره پاميشن ميرن دكتر، دكتره بعد از معاينه ميگه: عرض كردم كه، خانم شما حامله نيستن، اين فقط باد شكمه! خلاصه چهار پنج ماه،‌هي شكم زنه ميومده بالا و بالاتر و هي دكتر مي‌گفته اين فقط باد شكمه. آخر تركه شاكي ميشه،‌كيرش رو در مياره مي‌گذاره رو ميز دكتره، ميگه: ‌ببخشيد آقاي دكتر، اگه ميشه اينو يك معاينه كنيد، ببينيد كيره يا تلمبه‌ست؟!

603- يه بابايي نقص فني داشته با زنش ميره دكتر، دكتره مي‌بينه اين وضعش خيلي خرابه، برميداره يه گوني وياگرا براش مينويسه كه به اين زوديا بر نگرده! يارو شب اول يه دونه ميخوره، تا صبح حال ميكنه، شب دوم دو تا ميخوره ديگه مثل خر حال مي‌كنه! روز سوم تموم گوني رو خالي ميكنه تو آبگوشت تا ته ميخوره، بعد از يه ساعت ميافته ميميره! روز اول زنش ميره سر قبرش، ميبينه كيرش يه وجب از خاك زده بيرون، فوري با چاقو مي‌برتش كه آبروريزي نشه. شب هفتش ميبينه معامله آقا قدر يه چنار زده بيرون! خلاصه آخر نبش قبر ميكنن،‌طرف رو سر و ته ميزارن كه خيالشون راحت بشه! بعد از يك سال راديو آمريكا اعلام ميكنه: ايران به آمريكا كير زد!

604- قزوينيه داشته از ميدون انقلاب رد ميشده، مي‌بينه از پنجره طبقه سوم يه خونه يه كون سفيد و تپلي زده بيرون! خلاصه ميره زنگ ميزنه ميگه: بالام جان، ماهم همشهري هستيم، هوام گرمه، اين درو بزن بيايم بالا بالاخره صواب داره! يارو ميگه: برو بالام جان خدا روزيتو جاي ديگه بده!‌ما خودمان اينجا 5 نفريم، كان بچه داغ كردست گذاشتيم خونك شود!

605- جاهله بعد از چهل سال مي‌خواسته زن بگيره،‌ميره پيشه مادرش ميگه: ننه ميري برام خواستگاري؟! مادرش كلي خوشحال ميشه كه پسرش ديگه مي‌خواد دست از الواتي برداره و بره سر خونه زندگي، ميگه: بعله كه ميرم عزيزم! خودت‌كسي رو سراغ داري؟ جاهله ميگه: كس خاصي رو كه نه، ولي من مي‌خوام عيالم عينهو ماه باشه! مادرش ميگه: خودم برات آستين مي‌زنم بالا،‌يك زن مي‌گيرم به خوشگلي ماه!‌جاهله ميگه: ‌نگرفتي ننه!‌من مي خوام عيالم عينهو ماه، شب بياد خونه من صبح بره خونه ننش!

606- تركه ميشينه سر كوچه، كوچه ميره تو كونش!

607- قزوينيه زن ميگيره، شب عروسي برادره زنه بهش ميگن: ببين آبجي! اگه اين يه شب به تو گفت برگرد، بيا به داشت بگو تا دهنش رو سرويس كنم! زنه هم ميگه باشه و ميره سر خونه زندگيش. بعد از سه سال، يك روز زنه شاكي مياد پيش برادراش ميگه: آقا داداش،‌اين بي‌غيرت ديشب به من گفت برگردم! يارو برادره خيلي شاكي ميشه، قمه به دست مياد سراغ قزوينيه، ميگه: مرتيكه بي ناموس! حالا به آبجي ما ميگي برگرده؟! قزوينيه ميگه: بالام‌جان يعني ما بعد از سه سال حق نداريم بچه دار شيم؟!

608- چرا مهمانداران هواپيما رو از زنهاي خوشگل انتخاب ميكنن؟! كه هواپيما زودتر بلند شه!

609- معلمه ميره سر كلاس ميگه بچه‌ها يه مسئله ميدم حل كنيد: پرتقال فروشي 10 كيلو پرتقال خريد به قيمت هركيلو 250 تومان، بعد از 5 روز، 3 كيلو از پرتقالها پوسيدند، 2 كيلو را دزد برد و 5 كيلوي باقي مانده را هم به عبارت هركيلو 100 تومان بفروش رساند، خوب حالا من چند سالمه؟!! يكي از بچه‌ها سريع پاميشه ميگه:‌آقا چهل سال! معلمه پشماش ميريزه، ميگه: تخم سگ از كجا فهميدي؟! بچهه ميگه: آخه آقا ما يه نوكر داريم، نيمه كس خله، اون بيست سالشه. شما هم كه كاملاً كس خلين، پس چهل سالتونه!

610- قزوينيه حوصلش سرميره، ‌زنگ مي‌زنه كون‌كلوپ(!) يك كون سفارش ميده!! بعد از بيست دقيقه در خونش رو مي‌زنن، ميره از چشمي نگاه مي‌كنه مي‌بينه يك يارو غول بيابوني با تريپ خلافي پشت در واستاده! قزوينيه مي‌پرسه: ‌بالام جان با كي كار داري؟ يارو با صداي كلف ميگه: مارو از كون‌كلوپ فرستادن!! قزونيه زود درو قفل مي‌كنه،‌زنگ مي‌زنه كون‌كلوپ ميگه:‌بالام جان اين كوني كه فرستاديد، توجيح شده كه اومده كون بده يا كون بكونه؟!

611- تركه رفته بوده تهران دنبال نوه‌اش كه واسه تعطيلات ببردش تبريز. تو راه پسره اشاره ميكنه به چندتا گوسفند، ميگه: ببعي!‌ببعي! تركه برمي‌گرده بهش ميگه: ببين اصغرجان! ما داريم ميريم تبريز، اونجا همه مردن!‌تو هم ديگه بزرگ شدي، بايد مثل مرداي گنده حرف بزني! اينا گوسفندند، گوسفند. يكم مي‌گذره،‌پسره اشاره مي‌كنه به يك قطار ميگه: دودوچي‌چي! تركه باز ميگه:‌اصغرجان! تو ديگه بزرگ شدي بابا!‌بايد مثل آدم بزرگا حرف بزني، اين اسمش قطاره. بالاخره ميرسن تبريز، سرشام تركه از نوه‌اش مي‌پرسه: اصغرجان، ديروز تو مهدكودك چي‌كار كرديد؟ اصغر ميگه: قصه گوش كرديم. تركه مي‌پرسه: قصه چي؟ اصغر ياد نصيحت تركه ميافته ميگه: قصه روباه جا‌كش و كلاغ كس‌خل!

612- قزوينيه رو با كير له‌ولورده و درب و داغون مي‌برن اورژانس. دكتر شيفت ازش مي‌پرسه:‌بابا چه بلايي سر خودت آوردي؟! قزوينيه با حال زار ميگه: بالام جان، مگه من اون مادر قهوه‌اي كه رو ديوار عكس كان كشيده بود پيدا نكنم!

613- از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!

614- رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي!

615- معلمه سر كلاس ميپرسه:‌كي ميدونه قرص وياگرا چيه؟! پسر رشتيه ميگه: قرص ضد اسهاله! معلمه ميگه: چه ربطي داره؟! بچه ميگه:‌آخه هر شب مامانم به بابام ميگه:‌بخور اينو بلكه اون گهت سفت شه!

616- قزوينيه ميره آفريقا دوتا سياهپوست با خودش مياره،ميگن اينا رو واسه چي آوردي؟ميگه:براي ماه محرم خوبه!!

617- تركه ميره داروخونه مي‌خواسته كاندوم بخره، روش نميشده. آخر كيرش رو درمياره مي‌گذاره رو پيشخون، ميگه: خانوم قربون محبتت! ‌اينو واسه ما جلدش كن!

618-تركه از حج بر ميگرده،ميگن خوب تعريف كن،چه خبر،ميگه:خوب بود اما بازم خدا خونه نبود، همه تو حياط ولو بودن!!

619- قزوينيه مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، مي‌پرسه:‌گرده؟ يارو ميگه:‌آره. قزوينيه ميگه: كونه؟! يارو ميگه: ‌نه آقا، اين حرفها چيه. ميپرسه:‌سفيده؟ يارو ميگه: بله. ميگه:‌بالام‌جان كونه؟! يارو ميگه: نه جانم، كون نيست! قزوينيه مي‌پرسه: وسطش چاك داره؟! يارو ميگه:‌آره. ميگه:‌آها! فهميديم..بالام جان كونه؟! يارو ميگه:‌باباجان من كه گفتم نه! كون نيست! قزوينيه ميگه:‌سوراخ داره؟! يارو ميگه: ‌نه. قزوينيه ميگه:اَاا… بالام جان اين چه كونيه كه سوراخ نداره؟!

620- تركه ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه:‌اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاهب به كيف پولش مي‌كنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده‌و بسم‌الله شروع مي‌كنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،‌رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه:‌بابا خوارش گاييده شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: ‌اينجا كرج بود؟ راننده ميگه:‌آره. تركه ميگه:‌خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم!

621- يك بابايي چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد، از قضا اين يكي غولش ترك بوده. غوله ميگه: يه آرزو بكن. يارو ميگه: يه كاري كن كه كيرم اونقدر درازشه كه وقتي راه ميرم رو زمين كشيده شه! غوله هم ميزنه جفت پاهاشو قطع ميكنه!

622- عربه سه تا خايه داشته، ميره پيش لره، ميخواسته يكم پز بده، ميگه: ما دو تا روي هم پنج تا خايه داريم! لره ميگه:اَ... ‌يعني تو يه خايه داري؟!

623-از تركه ميپرسن فرق انجير با زنجير چيه؟ميگه: واللا… اجه آدم شانس بياره زن جيرش مياد ولي اجه شانس نياره، ان جيرش مياد!!

624- عربه ميخواسته جلق بزنه به كيرش آب صابون ميماله باهاش زمينو تي ميكشه!

625- تركه ميره عربستان، يه روز براش يه كار خير پيش مياد(!) ميخواد يه كاندوم بخره، ولي يك كلوم هم عربي بلد نبوده. خلاصه ميره داروخونه، كيرش رو در مياره ميگذاره رو ميز، پولم در مياره ميذاره كنارش. عربه هم فكر ميكنه شرط بنديه، كيرش رو ميندازه رو ميز و پولا رو برميداره!

626- رشتيه عروسي مي‌كنه، شب اول با خانوم ميرن تو حجله. فردا رفقا ازش مي‌پرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! ميگه:‌اَووو! نخير، كار يه شب و دو شب و يه نفر دو نفر نيست!

627- قزوينيه داشته تو حموم بچشو ميكرده، بچهه هي داد و بيداد ميكرده: آااي بابايي نكن! درد ميكنه!... آخ..آاااي جر خوردم! قزوينيه شاكي ميشه، ميگه:‌چه خبرته كره خر؟! مگه ما خودمون بچه نبوديم؟!

628- يه روز سه نفر داشتن از كون گشاد بازيا شون حرف مي زدن، اولي ميگه: من يه بار رفتم دستشويي ديدم خيلي طول كشيد همون جا خوابيدم تا صبح! دومي ميگه: من يه بار تو خيابون خوابم گرفت همون جا اون قدر خوابيدم تا بچه‌هام اومدن بردنم خونه! سومي ميگه: اينا كه چيزي نيست، من يه بار رفتم سينما فيلم كمدي ولي همش گريه كردم. دوستاش ميپرسن: چرا؟ ميگه: چون همون اول كه نشستم خايه‌هام رفت زير كونم تا آخر حوصله نكردم از روشون پاشم!

629- خبر نگاره نظر تركه رو درباره سيگار ميپرسه، تركه ميگه:‌به نظر من سيگار پدر سلامتيه! خبرنگاره ميگه:‌چطور آقا؟ دليل شما چيه؟! تركه ميگه:‌آخه مادر سلامتي رو ميگاد!

630- تركه ميره ماهيگيري به جاي طعمه كير ميبنده به قلابش، پري دريايي شكار ميكنه!

631- جاهله ميره دستشويي وقتي مياد بيرون رفيقاش ميبينن در كونش خونيه، ميگن:‌چي شده؟! ميگه:‌جاكش صداشو براي من بلند ميكنه!

632- از خرگوشه ميپرسن چرا تو اينقدر از هويج خوشت مياد؟خرگوشه ميگه:هوينجوري…..!

633- سركلاس روانشناسي، استاد داشته ميگفته كه دخترا از بچگي وقتي مي‌بينن كه يه چيزي از پسرا كمتر دارن احساس كمبود ميكنن و اين مسئله باعث افسردگي در اونها ميشه! يكي از پسرا پاميشه ميگه: استاد، ايني كه ما داريم هم آخرش مال اوناست، فقط خرحماليش افتاده گردن ما!

634- زن تركه داشته تو خيابون ميرفته، دكمه روپوشش باز بوده، يك پستونش هم مثل آفتاب درخشان بيرون! يارو حزبله مياد بهش ميگه: زنيكه جنده! درست كن لباستو! زنه نگاه ميكنه به روپوشش، ميز‌نه تو سرش ميگه: اوا خدا مرگم بده! باز بچه رو تو اتوبوس جا گذاشتم!

635- از قزوينيه ميپرسن نظرت در مورد ورزش چيه؟ميگه:من ورزش نميكنم ولي ورزشكاران را چرا!!

636- يه كرمه ميره بدنسازي كير ميشه! (آخه بدن سازي بسته بوده)!

637-تركه پاش رو ميذاره رو پاي يه نفر، يارو ميگه: هي بيشعور مواظب باش،همه به تركه نگاه ميكنن،تركه ميگه: چيه؟…..بيشعور نديدين؟!

638- تركه داشته زنش رو به زور ميكرده تو يخچال، ازش ميپرسن داري چي كار ميكني؟ ميگه: ميخوام فاسد نشه!

639- تركه ميره داروخونه ميگه:‌آقا كاندوم سياه دارين؟! يارو ميگه:‌چرا سياه؟! ميگه:‌دوستم مرده ميخوام به زنش تسليت بگم!

640- به تركه ميگن نظرت درمورد فيلم تايتانيك چيه؟ميگه:خوب بود، فقط ما نفهميديم تايتانيك پسره بود يا دختره؟

641- يك مرغ آمريكايي و يك مرغ ايراني داشتن واسه هم رجز مي‌خوندن، مرغ ايرانيه ميگه: من هر تخمم 30 تومن قيمتشه! مرغ آمريكاييه ميگه: چاييدي! من هر تخمم 40 تومن قيمتشه! ايرانيه ميگه:‌برو خواهر! ما واسه 10 تومن كون خودمون رو پاره نمي‌كنيم!

642- رفيق رشتيه داشته نصيحتش مي‌كرده كه: بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خونتون ملت بيست متر صف كشيدن برن اينو بكنن! بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!

643- معلمه داشته پاي تخته مسئله حل مي‌كرده، ‌يهو يكي از ته كلاس ميگه: ميكنمت! يارو به روي خودش نمياره، يكم ميگذره دوباره يكي از ته كلاس ميگه: ميكنمت بچه كوني! باز معلمه به روي خودش نمياره، بار سوم دوباره يكي از ته كلاس همينو ميگه، معلمه تيز بازي درمياره،‌گيرش مياره. شاكي از كلاس، ميرن بيرون، ميره پيش مدير دبيرستان ميگه: بابا اين چه افتضاحي؟! اين چه مدرسه گنديه؟! من دارم سر كلاس رياضي درس ميدم، يك پسره هي ميگه: ميكنمت! مديره مي‌پرسه:‌يارو لباس سورمه‌اي تنش نبود؟ معلمه ميگه: چرا. مديره ميگه: شلوارش هم سياه بود؟! معلمه ميگه: آره خودشه! مديره ميگه:‌ببين اين راست ميگه، جداً ميكنه!

644- دم دروازه قزوين نوشتن: شورت آهني موجود است! از شهر كه خارج ميشي، نوشتن: آهن پاره خريداريم!

645- يارو بارفيقش ميخواستن دو تا سنجاب ناياب رو از مرز خارج كنن،‌ميگن:‌چي كار كنيم نگيرنمون؟ ور ميدارن سنجابا رو ميگذارن تو شورتشون. پاسگاه اولي رو رد ميكنن، دومي روهم رد ميكنن، سومي كه ميرسن، يكيشون سنجابه رو در مياره پرت ميكنه بيرون. پليس هم ميگيرتشون، تو زندان رفيقش بهش ميگه: آخه مادرقهوه! تو كه تا اينجا اومده بودي، يكم ديگه هم صبر ميكردي، از مرز رد شده بوديم.آخه چه مرگت بود يهو سنجابه رو در آوردي؟! يارو ميگه: آخه بابا اين سنجاب سر پاسگاه اول فكركرده بود تخماي من فندقه، سر پاسگاه دوم فكر كرده بود كون من لونشه، به سومي كه رسيديم ميخواست فندقا رو ببره تو لونش!

646- تركه تو مسابقه دو دوپينگ ميكنه،‌ازقضا آخر ميشه! رفقاش ميپرسن: بابا چرا آخر شدي؟‌ميگه: آخه نميخواستم بهم مشكوك بشن!

647- از قزوينيه ميپرسن: شما تحصيل كرده ايد؟! ميگه: والله تحصيل كه نه، ولي بالام‌جان محصل زياد كردم!

648- تركه تو پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: اينجا سيگار نكش. ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم!

649- شيره ميخواسته بره مسافرت،‌خرگوشه رو جاي خودش ميگذاره سلطان جنگل. خرگوشه هم روز اول ميگه: ‌برين اون روباه پدرسوخته رو بيارين. ميرن روباهه رو ميارن، هنوز تو نيومده، مي‌توپه بهش كه: پدرسوخته، تو كلاهت كو؟! دستور ميده روباهه رو ببندن به يك درخت،‌همه حيووناي جنگل بيان يك دور بكنن! دو روز بعد دوباره روباهه رو احضار ميكنه، باز تا مياد تو بهش ميگه: مادرقهوه! كلاهت كو؟! باز ميده ببندنش به درخت و همه حيوونا ترتيبشوميدن. خلاصه چهار پنج روز همينجوري ميگذره، آخر روباهه شاكي ميشه،‌زنگ ميزنه به موبايل شيره و ميگه بابا اين چه افتضاحيه؟! اين ريختي پيش بره،‌اين خرگوش تاج و تختت رو به باد ميده. شيره هم زنگ ميزنه به خرگوشه ميگه: بابا،‌بيخودي كه نبايد به ملت گير بدي! يه گيري بده كه شاكي نشن. خرگوشه ميگه:‌يعني چي؟ ميگه: مثلا فردا روباهه رو بفرست برات سيگار كنت بخره. اگه پايه كوتاه خريد بگو چرا بلندشو نخريدي،‌اگه بلند خريد بگو چرا كوتاهشو نخريدي، بعد هم ترتيبش رو بده! خرگوشه ميگه:‌خوب، يادگرفتم. فردا باز روباهه رو احضار ميكنه و ميگه برو يك بسته سيگار كنت بخر. روباهه مياد تيزبازي دربياره، ميره هم سيگار پايه بلند مي‌خره هم پايه كوتاه. خلاصه برمي‌گرده تو كاخ، پايه كوتاهه روميده، ميگه: قبله عالم به سلامت! اينم سيگار كنت. خرگوشه زود ميگه: ‌پدرسوخته، من پايه بلندشو مي‌خواستم! روباهه هم درجا دست مي‌كنه بسته پايه بلند رو ميده. خرگوشه ميبينه رودست خورده، ‌پاك شاكي ميشه، ميگه: ‌اصلا كس‌كش تو كلاهت كو؟!

650- به تركه ميگن حال ساده رو تعريف كن ،ميگه :لب!!

651-به عربه ميگن اگه يه كاميون پول بهت بدن چيكار ميكني؟ميگه هيچي پنج هزار تومن ميگيرم خاليش ميكنم!!
 
652- تركه دو تا گوشش سوخته بوده، ميره دكتر. دكتره ميپرسه: چرا اينجوري شدي؟ تركه ميگه: آقاي دكتر داشتم اتو ميكردم خانم تلفن زد، من به جاي اينكه گوشي رو بذارم رو گوشم اتو رو گذاشتم! دكتره ميگه: خوب اون گوشت ديگه چرا سوخته؟! ميگه: آخه خانم دوباره زنگ زد!

653-  يك محققي داشته تحقيق مي‌كرده كه تو فرهنگهاي مختلف زن رو سنبل چي مي‌دونن. اول از يك رشتيه مي‌پرسه: شما زن رو به چي تشبيه مي‌كنيد؟ رشتيه ميگه: زن مثل كتاب مي‌مونه! وقتي خودت خوندي،‌بايد بدي دوست بخونه، آشنا بخونه!! بعد از قزوينيه همينو مي‌پرسه، قزوينيه ميگه: بالام جان، زن مثل نوار مي‌مونه! يك طرفش رو كه گوش دادي،‌بايد برش‌گردوني اونورش رو گوش بدي!! بعد از عربه مي‌پرسه، عربه ميگه: ولك زن مثل گوجه مي‌مونه! شيش‌تاشو بايد بكشي به يه سيخ!

654-به عربه ميگن زن رو تعريف كن،ميگه :زن مثل باغچه است،صبح آبش ميدي ، ظهر آبش ميدي ، شبم شلنگو ميندازي توش تا صبح آب بخوره !!

 655-دانشمندان يه دستگاه خر سنج ميسازن، از يك رشتيه و عربه و تركه هم دعوت مي‌كنند كه دستگاهو روشون آزمايش كنند. اول رو رشتيه آزمايش مي‌كنند، ميگه:‌پنجاه درصد خر. بعد رو عربه آزمايشش مي‌كنند، ميگه: نود و پنج درصد خر! تركه خوشحال ميشه ميگه:‌خوبه اينا از ما هم خرترن، بعد نوبت تركه ميشه، دستگاه ميگه: صد رحمت به خر!

656- پسره ميره پيش مامانش ميپرسه: ‌مامان، پسرخاله حميد چطور به دنيا اومد؟ مامانش ميگه: خالت و شوهر خالت يه سيب رو نصف كردن با هم خوردن و پسر خالت به دنيا اومد! پسره يخورده چپ چپ مامانش رو نگاه مي‌كنه، بعد ميپرسه: خوب دختر عمو مريم چطور به دنيا اومد؟ باز مامانش همون جواب رو ميده، پسره همينجوري اين سوال رو در باره بقيه بچه‌هاي فاميل ميكنه و مامانش همون جواب رو ميده. آخر پسره شاكي ميشه، ميگه: آخه يه نفر تو اين فاميل كيري، بلد نيست كس بكنه؟!

657- رفيق رشتيه نفس زنان مياد پيشش، ميگه: پاشو اصغر جون! الان از در خونتون مي‌گذشتم، ديدم اكبرآقا با يك دسته گل رفت تو خونتون! رشتيه خيلي غيرتي ميشه، به شاگردش ميگه: ممد، اون قمه منو بيار اينجا! خلاصه قمشو مي‌بنده و كتشو مي‌ندازه رو شونش و با رفيقش راه ميفته طرف خونه. جلوي خونه، رشتيه به رفيقش ميگه،‌تو اينجا واستا، قضيه ناموسيه! خلاصه رفيقش جلوي خونه واميسته، رشتيه يواشكي ميره جلو پنجره،‌از زير پرده نگاه مي‌ندازه تو اتاق خواب، يك مدت نگاه مي‌كنه... يهو ميزنده زير خنده، حالا نخند كي بخند! رفيقش مياد ازش ميپرسه: چي‌شده بابا؟ چرا مي‌خندي؟! رشتيه ميگه: خودمونيم، اين اكبر اقا هم عجب كون گنده‌اي داره!

658- در خونه رشتيه رو ميزنن، رشتيه ميگه:‌كيه؟‌يارو ميگه:‌منم. رشتيه ميگه:‌كيرت تو كون ننم!! زنش شاكي ميشه، ميگه: خاك برسرت! تو چقدر بي غيرتي! رشتيه ميگه: بابا غيرتو ول كن، قافيه رو بچسب!

659- به تركه ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!

660- زنه تو خيابون داشته لنگ لنگان راه ميرفته، لوطيه بهش ميگه: خدا بد نده آبجي؟! زنه ميگه: ‌خدا بد نداده، خودم بد دادم!

661- تركه شب دوم عروسي زنش رو ميكشه، ميبرنش دادگاه ازش مي‌پرسن: اين بدبخت رو واسه چي كشتي؟ تركه قرمز ميشه، دادميزنه: ايلده اين بي‌آبروي بيناموس پرده نداشت! قاضيه مي‌پرسه: ‌خوب پس چرا شب اول نكشتيش؟ ميگه: آخه شب اول داشت!

662- تركه فيلم سوپر ميبينه، خيلي حال مي‌كنه. ميره خونه به زنش ميگه: يالله بيا برام ساك بزن. هرچي زنه ميگه بابا اينكارا قباحت داره! آدم هرچي تو فيلم مي‌بينه رو كه توخونه نمي‌كنه به خرج تركه نميره و خلاصه آخرش زنه راضي ميشه و شروع ميكنه ساك زدن. بعد از يك مدتي تركه يهو داد ميزنه: خانم فوت كن! فوت كن! لحاف رفت تو كونم!

663- يه شب زن و شوهره ميخواستن با هم حال كنن، بچشون نميخوابيده. باباهه بهش ميگه: بخواب ‌بابا جون، فردا برات پفك ميخرم. پسره ميگه: نــه! ‌پفك نميخوام! باباهه ميگه: بخواب بابا، برات اسباب بازي ميخرم، بچهه باز دادمي‌زنه: نــه! نمي‌خوام!خلاصه هر چي باباهه ميگه، پسره ميگه: ‌نميخوام. آخر باباهه شاكي ميشه، ميگه: اَاَااَه! پس چي ميخواي تخم سگ؟! بچهه ميگه: ‌ميخوام نگاه كنم!

664- تركه مي خواسته چشماي بچش عسلي شه؛ تخماش روهفت دقيقه ميندازه توآبجوش!

665- قزوينيه دنبال يه بچه ميكنه، آخر سر تو يه كوچه بن بست گيرش مياره، بهش ميگه: بالام جان! سه تا كار ميتوني بكني: اول اينكه بال در بياري پرواز كني، دوم اينكه آب بشي بري تو زمين، سوم اينكه دستات رو بگذاري رو زمين توكل به خدا كني!

666- رشتيه اسم دخترش رو ميگذاره مين، ازش ميپرسن: آخه اين ديگه چجور اسميه؟ ميگه:‌ميخوام كسي نپره روش!

667- قزوينيه داشته تو يك خرابه يه پسره رو ميكرده، يهو ماشين كميته سرمي‌رسه. افسره بهش ميگه: پدرسوخته! داري چه غلطي با بچه مردم مي‌كني؟! قزوينيه شاكي ميشه، ميگه: به تو چه، داداشمه!

668- تركه ميخواسته بچش دو قلو در بياد، رو كيرش تشديد ميذاره!

669- به تركه ميگن يه دختر پاك و معصوم و نجيب سراغ داري؟ ميگه: آره، شبي هفت تومن!

670- قزوينيه تو بستر مرگ افتاده بوده، همه خانواده و دوست و آشنا دورش جمع مي‌شن، ميگن: حاج آقا، وصيتي نداري؟ قزوينيه با حال زار ميگه: بالام‌جان..اوهو...‍وصيت مي‌زنم...اوهو..اوهو... بعد ازمرگم...اوهو...جسدم رو بسوزونيد...ازش پودر بچه درست كنيد!

671- روي دروازه قزوين نوشتن: پشت‌گرمي شما مايه دلگرمي ماست!

672- يه جاهله وايستاده بوده جلوي آينه داشته كيرش رو نگاه ميكرده، به زنش ميگه: به به! اگه دو سانت بزرگتر بود ديگه شاه فرنگ بودم! زنش ميگه: اگه دو سانت كوچكتر بود كه ملكه فرنگ بودي!

673- مزاحمه زنگ ميزنه خونه يه بابايي، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: آره، ميگه: پس بي‌زحمت بكنيدش تو كونتون! چند روز بعد دوباره زنگ ميزنه خونه همو ن بابا، دوباره ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو مياد تيز بازي دربياره، ميگه: نه! مزاحمه ميگه: اَااا... پس از تو كونتون درش بياريد؟!

674- يه روز خانم معلمه سر كلاس از بچه‌ها ميپرسه: شما چي دوست دارين؟ مريم ميگه: من گل دوست دارم. فريبرز ميگه: من ماشين دوست دارم، عبود ميگه: من كون دوست دارم! خانم معلمه شاكي ميشه ميگه: فردا جاسم باباي عبود بياد مدرسه. فردا جاسم مياد، خانم معلم ميگه: ديروز عبود سر كلاس يه حرف خيلي زشت زد. جاسم ميگه: اي بابا! چي گفته؟ معلمه ميگه: من روم نميشه بگم. جاسم اصرار ميكنه، تا بالاخره خانم معلمه با خجالت ميگه: ديروز سر كلاس گفت: من كون دوست دارم! جاسم ميگه:‌ها ولك! خانم معلم خيلي ببخشيد، من خيلي شرمندم، بچس ديگه، كس نديده!

675- به تركه ميگن: خسته نباشيد. شاكي ميشه،‌ميگه: حالا اگه خسته باشم ميخواي چي كار كني؟ ساك ميزني؟!

676- به تركه ميگن تا حالا قارچ خوردي؟ ميگه: نه ولي يه بار جرخوردم!

677- تركه دو تا جنده ميكنه، پولشونو نميده، آبشو قطع مي‌كنن!

678- تركه و رشتيه ميرن جنده‌خونه. اول رشتيه ميره تو، وقتي مياد بيرون ميگه: نه بابا، زن خودمون بهتره! بعد تركه ميره تو، وقتي مياد بيرون ميگه:‌آره بابا! زن تو خيلي بهتره!

679- يه روز سر كلاس عربي يه دختره و پسره به نوبت اجازه ميگيرن ميرن دستشويي. بعد از نيم ساعت ازشون خبري نميشه معلمه يكي رو ميفرسته كه يك سروگوشي آب بده. بعد از چند دقيقه پسره كه رفته بوده خبر بياره برميگرده. معلمه با عصبانيت ازش ميپرسه: چي شد، چرا اينقدر لفت دادي؟! پسره هول ميشه به عربي ميگه: لنگُ الزينب مَشرقتاً و لنگها آخر مَغربتاً! اصغر هي دَخََلَ هي خَرَجَ!

680- يه يارو يه سيب اختراع ميكنه ميره اداره ثبت كه اختراعشو ثبت كنه. مسوول اونجا بهش ميگه: بابا سيب رو كه تو اختراع نكردي، خدا خلق كرده. يارو ميگه: اين سيب من با سيبهاي معمولي فرق داره، شما بيا يه گاز به اين سيبه بزن. مسئوله يكم ميخوره ميگه: ا... اينكه مزه پرتقال ميده! يارو ميگه:‌حالا سيب رو بچرخون اون ورش رو گاز بزن. گاز ميزنه ميگه: اين كه مزه موز ميده! يارو يه سيب ديگه ميده ميگه اينو امتحان كن. اونم هر طرفش مزه يجور ميوه ميداده، رئيسه حال ميكنه ميگه: كاشكي يه سيب اختراع كرده بودي كه مزه كس بده! يارو سريع يه سيب در مياره ميگه اينو امتحان كن. ياروميخوره ميگه: اَه اَه.... اين كه مزه گه ميده! يارو ميگه: نه نه بچرخونش!

681- تركه هفت تا پسر داشته. يك بار همه پسراش با عروساشون اومده بودن تبريز يك چند روزي ديدنش. شب اول همشون تو اتاق خوابيده بودن، يهو پسر بزرگه كيرش راست ميكنه ترتيب زنشو بده! هرچي زنه ميگه بابا اينجا دست از سر ما وردار، جلو فاميلت آبرومون ميره، پسره قبول نميكنه و ميگه: تو پاشو به هواي آب خوردن برو سر يخچال، تو نورش نگاه كن ببين همه خوابن يا نه! زنه پا ميشه ميره و برميگرده ميگه آره همه خوابيدن پسره هم ديگه امون نميده و يالله مشغول ميشه! بعد از يك نيم ساعت پسر دومي كيرش راست مي‌كنه كه يك حالي بكنه، ‌خلاصه اونم خانوم رو مي‌فرسته سر يخچال تا چك كنه ببينه همه خوابن يا نه، و خلاصه تا صبح همين برنامه رو هر هفت تا پسر با زناشون پياده ميكنن (البته با كمك يخچال)! صبح كه ميشه همه دور هم جمع ميشن صبحونه بخورن، تركه ميگه: ديشب خيلي خوب خوابيدم ولي از تشنگي مُردم! همه ميگن: خب باباجان ميرفتي سر يخچال آب ميخورد?! تركه ميگه: والله ديدم هر كي رفت آب بخوره تا صبح گاييدنش خايه نكردم!

682- تركه رو مي‌برن سربازي، تمرين چتربازي. موقع پريدن كه ميشه، همه مي‌پرن به جز تركه. يارو گروهبانه ميگه: سرباز بپر!‌تركه ميگه: من نمي‌پرم! يارو ميگه: يعني چي؟ گفتم بپر! باز تركه ميگه: جناب سروان من نمي‌پرم! گروهبانه ميگه: آخه چرا نمي‌پري؟ تركه ميگه: جناب سروان مادرم ديشب خواب ديده كه چتر من باز نميشه و من ميفتم ميميرم! گروهبانه شاكي ميشه، ميگه: مرتيكه چرا مزخرف ميگي؟! خواب ننه تو چيكار داره به چتر بازي؟! يالله بپر!‌تركه ميگه: نه جناب سروان، مادر من هرچي خواب ببينه درست درمياد، من نمي‌پرم! آخر گروهبانه شاكي ميشه، ‌ميگه: ‌بابا اصلاً تو بيا چتر منو بگير، من چتر تورو مي‌گيرم. تركه ميگه: خيلي خوب جناب سروان، ولي شما نپري‌ها! خلاصه تركه چتر گروهبانه رو برمي‌داره و مي‌پره و از قضا چترش هم باز ميشه. همين جور كه داشته واسه خودش خوش و خرم مي‌رفته پايين، يهو مي‌بينه يك چيزي از بغلش مثل گلوله رد شد به طرف پايين و گفت: ما د ر تو گاييدم!

683- يه يارو داشته از تو قزوين رد ميشده ميبينه، ملت همه وسط خيابون جمع شدن معاملشون رو هوا كردن! از يكي ميپرسه چرا اينجوري كردين؟! ميگه: بالام‌جان راديو گفته بارون مياد، ما گفتيم شايد اين سري با كون بياد!

684- عربه ميخواسته بچش دو قلو در بياد، كاربن ميگذاره!

685- قزوينيه هفت جلد مثنوي مي‌نويسه به اسم خسرو و فرهاد!

686- بچهه ميره خونه، ميگه:مامان رياضي شدم 18. مامانه ميگه: آفرين پسرم! بيا دودولتو بخورم! پسره ميگه: مامان اگه 20 بشم ساك ميزني؟!

687- رشتيه ميره خونه، زنش با چشم گريون بهش ميگه: خاك بر سر بي غيرتت كنن! يه يارو منو وسط خيابون كرد! رشتيه خيلي شاكي ميشه و به غيرتش بر مي‌خوره،‌ميگه: بيا نشونم بده ببينم كدوم بي‌ناموسي بوده تا خواهر مادرشو يكي كنم! زنه مي‌بردش جلوي يك قهوه خونه،‌يك يارو سبيل كلفته رو نشون ميده، ‌ميگه اون يارو بود. رشتيه ميگه: اونو ميگي؟ بابا ولش كن، اين بابا ديوونست! خود منم تا حالا بيست بار وسط خيابون كرده!

688- نيروي انتظامي به يك رشتيه گير ميده كه تو مي‌خواستي اين بچه رو بكني. رشتيه ميگه: قربان اين حرفا چيه؟! من خودم بچه كونيم!

689- پسره داشته تو پارك راه ميرفته يه دختره رو ميبينه، بهش ميگه: جيگر! پستوناتو بخورم! يه پيره مرده اون نزديك نشسته بوده، ميگه: بابا تو كه دندون داري بيا اينو بخور من اونو بخورم!

690- شب عروسيه قزوينيه بوده، رفيقاش شلوغ ميكردن و با ماشين بوق ميزدن. قزوينيه شاكي ميشه، ميگه: يه عمر كون كرديم كسي نفهميد، يه شب ميخوايم يك كس بكنيم همه شهر فهميدن!

691- قزوينيه ميره توالت، تا ميكشه پايين شق ميكنه،‌به كيرش ميگه: بخواب، بخواب، خوديه!

692- يه يارو جانباز 99 درصد بوده، مي‌گوزه ميميره!

693- رشتيه مي‌خواسته با دوتا از رفيقاش گلف بازي كنه. يكي از رفيقاش ميگه: من توپشو ميارم. اون يكي ميگه: من چوبشو ميارم. رشتيه ميگه: اهه؟! يعني باز سوراخش افتاد گردن من؟!!

694- به تركه ميگن اگه كسوف بشه چي ميشه؟ ميگه: هيچي يه ذره پماد مي‌ماليم خوب شه!

695- رشتيه زن گرفته بوده، ازش ميپرسن زنت چطوره؟ ميگه: والله بد نيست، هركي كرده راضيه!

696- شلوار كرده رو آب ميبره، ميگه: حيف اونهمه گوز كه من توي اون شلوار ول دادم!

697- تركه توي خيابون ريدنش مي‌گيره، در خونه يه يارو رو ميزنه ميگه: آقا شرمنده، من خيلي وضعم خرابه! ميشه بيام برم دستشويي؟ يارو هم ميگه بيا برو تو اون اتاق دست چپي كارتو بكن. تركه ميره كارشو مي‌كنه و كلي از يارو تشكر مي‌كنه وميره پي كارش. بعد از دو ماه با رفيقش داشته از همونجا رد ميشده كه رفيقش ريدنش ميگيره. تركه ميگه: بيا من اينجا يه خونه سراغ دارم كه توالتش حسابي تر و تميزه، اصلاً طلاييه جون تو! رفيقش ميگه باشه،‌بريم. ميرن در خونه يارو دوباره در ميزنن، صاب‌خونه تا تركه رو مبينه دادمي‌زنه: روزبه! بيا اون يارو كه توي ترومپتت ريده بود رو پيدا كردم!

698- يارو توي جنگ دوتا دست و دوتا پاش قطع شده بوده، رفيقاش بهش ميگفتن كلمن!

699- قزوينيه داشته يه بچهه رو تو باجه تلفن ميكرده، يه دفعه يه بسيجيه سر ميرسه با لگد ميزنه تو در ميگه: بي پدر داري چه غلطي مي‌كني؟! قزوينيه هم شاكي ميشه ميگه: بالام جان چه خبرته با لگد ميزني تو در؟! خوب شد حالا كيرم رفت تو كون اين بچه؟! دلت خنك شد؟!

700- قزوينيه يه بچه خوشگل رو بالاي پل ميبينه،‌هر كاري ميكنه نميتونه مخش رو بزنه،آخر سر به پسره ميگه: داداش بريم زير پل يك سيگاري بكشيم؟ پسره ميگه:‌بريم خيالي نيست! گفتن نداره كه براي پسره زير پل رفتن همان و كون دريدگي همان! خلاصه چند روز ميگذره، قزوينيه دوباره پسره رو ميبينه، ميگه: مياي بريم زير پل يك سيگار بكشيم؟! پسره ميگه: نه داداش، جون تو هنوز زير سيگاريم درد ميكنه



نوشته شده توسط آرمان | لينک ثابت |پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387|


آخرين مطالب
ZARB OLMASAL BARAYE EZDEVAJ
MOSABEGHEYE TESTIYE AADEL E FERDOSIPOOR
SMS & JOKE
SMS MAKHSOOSE VALENTINE
اگه روشن فکری بخوون
CHAND MATLABE BAHAL
AKS E FOOTBALL E BANOOVAN?????؟؟؟؟؟؟؟AKS E FOOTBALL E BANOOVAN
AKS bahal va SOOTI
SMS va Matlabhaye baha!!!!!!!!!!l!!!!!!!!
خیلی باحال
Joke
NAZAR BEDIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIN
Inam vase eshghe sasy mankan haaaaa
!!!!!!!!!!!!!!!!!!! SMS HAYE SARE KARI !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تو هم دیدی ؟!!!!!







موضوعات
AKS haye BAHAL JOKE HAYE KHAFAAN SMA HAYE SARE KARI SMS LOVE AKS e BAZIGARAN MATALEBE BAHAL
پيوند وبلاگ
نهيق
rap
دانلود نرم افزار
دانلود
رپ ایرانیان
کلیپ . تم . SMS . و هر چی دلت بخواد هست؟؟؟
ashegha biyan toooooo
زيبا ترين قالب هاي وبلاگ
بزرگترين لينک باکس ايرانيان
هاست و دامين
آرشيو
هفته دوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
تیر 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
نويسندگان
نويسنده وبلاگ :
آرمان
آمار سايت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS
لوگوي دوستان
small business home business" dir="ltr" size="20">
موزيک و کد جاوا